فارسی۱(طوطی‌وبقال)

حکایتی زیباازمثنوی معنوی مولاناکه دراین اثرگرانقدرمطالب نغزولطیف عرفانی واخلاقی باشیوه ی تمثیل وحکایت بیان شده است. دراین داستان هدف،نشان دادن زیان های داوری های سطحی وغیرمنطقی است ونیزپرهیزاززودقضاوت کردن در هنگام مشاهده ی تشابه دوپدیده است.

✳️بیت اول

قلمروفکری:فردبقالی طوطی سخنگو وخوش سخنی داشت.

قلمروزبانی:وی راطوطی ای:را مالکیت،او طوطی ای داشت.

گویا:سخن گو

قلمروادبی:نوا:مجازازسخن،خوش نوایعنی خوش سخن-واج آرایی «ی»-تکرار طوطی

✳️بیت دوم

قلمروفکری:این طوطی نگهبان دکان بودوبامشتریانی که به دکان می آمدندشوخی می کرد.

قلمروزبانی:سوداگران:کاسبان،مشتریان،بازاریان

قلمروادبی:نکته گفتن کنایه ازشوخی کردن-تکرار دکان-واج آرایی

✳️بیت سوم

قلمروفکری:مانندانسان ها سخن می گفت ونیزمثل همه طوطیان آوازمی خواندودراین کاراستادبود.

قلمروزبانی:ناطق:گویا،سخنگو-بدی:بودی،واژه کهن-حادق:ماهر،زیرک،دانا-نوا:صدا،آواز

قلمروادبی:درمصراع اول تشبیه طوطی به انسان درسخن گفتن.

✳️بیت چهارم

قلمروفکری:ازبالای دکان به طرف دیگردکان پریدوشیشه های روغن گل راریخت.

قلمرو زبانی:صدر:بالا،آغاز،ابتدا-جست:پرید

قلمروادبی:گریخت وبریخت:جناس ناقص اختلافی-واج آرایی«س»درمصراع اول

✳️بیت پنجم

قلمروفکری:خواجه وصاحبش ازخانه به دکانش آمدوباخیالی آسوده باوقارمانندکدخدایی دردکان نشست.

قلمروزبانی:خواجه:سرور،بزرگ،مالدار-خواجه اش:صاحبش-فارغ:آسوده خیال-

خواجه وش:کدخدامنش،مانندکدخدا

قلمروادبی:تکرار خواجه-خواجه وش:تشبیه میان واژه ای

✳️بیت ششم

قلمروفکری:دکان راپرازروغن دیدولباسش چرب شدبرسرطوطی زدوازاین ضربه طوطی کچل شد.

قلمروزبانی:کل:مخفف کچل-ضرب:ضربه،کتک

قلمروادبی:چرب وضرب:جناس ناقص اختلافی-روغن وچرب:تناسب

✳️بیت هفتم

قلمروفکری:چندروزی طوطی سخن نگفت ومردبقال ازپشیمانی آه می کشید«ازکارخودپشیمان شد»

قلمروزبانی:روزک چندی:چندروزی،جابه جایی صفت وموصوف،«ک»تصغیر.

ندامت:پشیمانی

قلمروادبی:سخن کوتاه کردن کنایه ازسخن نگفتن.-ازندامت آه کردن کنایه ازپشیمان شدن.

✳️بیت هفتم

قلمروفکری:ازپشیمانی موهای خودرامی کندومی گفت:افسوس که خورشیدخوشبختی ام زیرابررفته است«بدبخت شدم»

قلمروزبانی:ریش:موی سروصورت-میغ:ابر-بیت چهارجمله است

قلمروادبی:ریش:مجازازموی سر-ریش کندن کنایه ازپشیمانی-آفتاب نعمت:اضافه تشبیهی

مصراع دوم کنایه ازبدبخت شدن

✳️بیت نهم

قلمروفکری:ای کاش زمانی که برسرآن طوطی خوش زبان می زدم دستم می شکست«به خودنفرین می کرد»

قلمروادبی:زمان وزبان:جناس ناقص اختلافی-آن خوش زبان مجازازطوطی-دست،سروزبان:مراعات نظیر

✳️بیت دهم

قلمروفکری:بقال به فقراصدقه می دادتاشایدطوطی اش زبان بازکند.

قلمروزبانی:درویش:فقیر-درویش را:به درویش،«را»به معنی حرف اضافه-نطق:سخن

قلمروادبی:مصراع اول کنایه ازصدقه دادن.-مرغ:مجازازطوطی

مصراع دوم کنایه ازسخن گفتن طوطی،به حرف آمدن طوطی

✳️بیت یازده

قلمروفکری:بعدازسه شبانه روزکه بقال آشفته وناراحت دردکان ناامیدنشسته بود.

قلمروزبانی:حیران وزار:آشفته ونگران،ناراحت-نومیدوار:سه تکواژ«نا/امید/وار» مشتق،قید.

قلمروادبی:روز وشب:تضادوتناسب-سه :تکرار

✳️بیت دوازده

قلمروفکری:برای طوطی کارهای شگفت انگیزانجام می داد«اداوشکلک درمی آورد»تاشایدطوطی سخن بگوید.

قلمرو زبانی:گون:نوع ،شکل-شگفت درمصراع اول باضمه «گ»تلفظ می شودکه باگفت هم قافیه شود.

قلمروادبی:مرغ:مجازازطوطی-گفت مجازگفتن،سخن

✳️بیت سیزده

قلمروفکری:درویشی بدون کلاه ازجلوی دکان می گذشت درحالی که سرش مانندپشت طشت،تاس بود.

قلمروزبانی:جولقی:ژنده پوش،درویش،گدا-جولق لباس مخصوص فرقه ای به نام قلندری ها بودکه این فرقه اهل ریاضت کشی بودندوموی سروصورت خودراکامل می تراشیدندولباس ضخیم وکهنه ای به نام جولق می پوشیدند»

طاس:نوعی کاسه ی مسی-طشت:نوعی ظرف

قلمروادبی:سر،مو:تناسب-مصراع دوم تشبیه سربه پشت طاس وطشت ازنظرصاف وبی موبودن.-طاس،طشت:تناسب

✳️بیت چهارده

قلمروفکری:طوطی فورا زبان بازکردوبه درویش گفت:هی فلانی

قلمروزبانی:بیت 14و16موقوف المعانی هستند.-درزمان:فورا،سریع-بانگ:فریاد،داد

قلمرو ادبی:گفت:مجازازگفتن،سخن-واج آرایی

✳️بیت پانزده

قلمروفکری:چراکچل هستی مگرتوهم شیشه های روغن راریختی؟

قلمروزبانی:کل:مخفف کچل

قلمروادبی:تکرار کل-کل باکلان آمیختن:کنایه ازکچل بودن.

✳️بیت شانزده

قلمروفکری:ازاین مقایسه ی اومردم خندیدندزیرا مرد درویش رامانندخودتصورکرد.

قلمروزبانی:قیاس:مقایسه کردن-دلق:لباس پاره،کهنه-صاحب دلق:ژنده پوش،فقیر،درویش،صفت مرکب.

قلمروادبی:خلق،دلق:جناس ناقص اختلافی

✳️بیت هفده

قلمروفکری:کارهای افرادپاک وشایسته راباکارهای خودمقایسه نکن هرچنددوکلمه شیرجانور وشیرخوردنی درنوشتن مثل هم هستنداماباهم تفاوت دارند.

قلمروزبانی:نبشتن:نوشتن«واژه کهن

قلمروادبی:شیر وشیر:جناس تام

✳️بیت هجده

قلمروفکری:مردم جهان به خاطرهمین مقایسه های نارواونابه جا گمراه شده اندوکمترکسی است که مردان کامل رابشناسد وبه مرتبه ومقام آن ها پی ببرد.

قلمروزبانی:ابدال:مردان کامل،مردان خدا

قلمروادبی:عالم :مجازاز مردم جهان

✳️بیت نوزده

قلمروفکری:هردونوع زنبورازیک محل تغزیه می کنندوغذای آن هایکی است امایکی نیش داردودیگری عسل دارد.

قلمروزبانی:گون:نوع

قلمروادبی:نیش،زنبور،عسل:مراعات نظیر

✳️بیت بیست

قلمروفکری:هردوآهوگیاه وآب می خورندوتغزیه آن ها یکی است اماازیکی پهن ومدفوع حاصل میشودودیگری ماده ی خالص وخوشبویی به نام مشک.

قلمرو زبانی:سرگین:فضله چارپایان،پشگل،پهن-مشک:ماده خوشبوکه ازنوعی آهوبه دست می آید.-ناب:خالص

قلمرو ادبی:آب،گیاه:تناسب-آب،ناب:جناس-مشک،آهو:تناسب-سرگین،آهو:تناسب

✳️بیت بیست ویک

قلمروفکری:هردونی ازیک سرچشمه آب می خورند ولی یکی ازآن هاخالی ودیگری پرازشکر«نیشکر»است.

قلمروزبانی:آبخور:سرچشمه،واژه آبخور باضمه«خ»و فتحه«و» تلفظ می شود که باشکرهم قافیه شود.

قلمروادبی:نی ،شکر:تناسب

✳️بیت بیست ودوم

قلمروفکری:دراین عالم این چنین شباهت هایی زیادهست ولی بین آن ها فرق زیادی وجوددارد.

قلمروزبانی:اشباه:جمع شبه،مانندها

قلمروادبی:مصراع دوم کنایه ازتفاوت بسیارداشتن و اغراق.

✳️بیت بیست وسوم

قلمروفکری:دراین دنیاشیطان های زیادی وجود داردکه فقط ظاهرشان شبیه به انسان است؛پس مانبایدبه هرکسی اعتمادکنیم وطرح دوستی بریزیم.

قلمروزبانی:مصراع دو میتوانددومعناداشته باشد:

1-همانطوری که دو دست شبیه به هم هستنداماباهردستی نمی توان بادیگران دست داد«بادست چپ شایسته نیست بادیگران دست داد» که دراین معنی مصراع حالت تمثیل دارد.

2-پس با هرکسی نبایدطرح دوستی  ریخت«به همه کس نمی شوداعتمادکرد»

که معنی دوم درست تربه نظرمی رسد.

ابلیس:شیطان-بسی: بسیار

قلمرو ادبی:ابلیس آدم روی:تشبیه،ابلیس مانندانسان-دست:مجازازفرد،شخص-دست دادن کنایه ازدوستی کردن،اعتمادکردن-واج آرایی:س-دست،هست:جناس